1- این یک حقیقت تلخ و واقعیتی اجتناب ناپذیر است که نیمی از جمعیت بشر فقط به دلیل جنسیتش در طول تاریخ در بسیاری از ابعاد چون ازدواج، تحصیل، اشتغال، حقوق خانوادگی و اجتماعی دخالت در امور سیاسی و غیر آن در بین بسیاری از ملل از عقب مانده ترین قبائل تا جوامعی که مدعی مدرن ترین نظام های سیاسی و حقوقی هستند مورد انواع ستمها و تحقیرها و تبعیضها واقع شده اند. در دنیای کنونی هم شما به وضوح می بینید که چگونه زنان قربانیان شماره یک بی سوادی، فقر، تبعیض، آوارگی، بی خانمانی، خشونت، قتل، تجاوز، تحقیر اخلاقی و وسیله ای برای هوس رانی های خودکامگان و کالا بودن برای سود کمپانی ها و سرگرمی و التذاد مشتریان و خلاصه شدن تمام هویت زن در ابزاری برای ارضاء غریزه جنسی می باشند. بسیاری از این مشکلات با اختلاف نوع و مراتب تقریباً در همه جوامع وجود دارند. قصد ما در این جا متهم کردن قومی و مبرّا کردن قومی دیگر نیست. ما که صد البته به وضعیت ناخوشایند زن در غرب معترض هستیم، موقعیت فعلی زن در کشورهای مسلمان را نیز به هیج وجه قابل دفاع نمی دانیم، چرا که این وضعیت نه با ضوابط اسلامی سازگاری دارد و نه با اصول انسانی تطابق می کند. 2- از دیدگاه اسلام زن و مرد به یک اندازه انسان می باشند و در این بعد یعنی انسانیت یکی را بر دیگری تفاضلی نیست و تنها ملاک تفاوت و ارزش تقواست که امری اکتسابی است و ربطی به جنسیت ندارد و چنان که ربطی به نژاد، جغرافیا طبقه اجتماعی، سن،ثروت،زیبایی و غیر آن ندارد و طی مراحل کمال انسانی و تقرب به بارگاه ربوبی بین زن و مرد تفاوتی نیست. 3- با وجود وحدت در ذات و تساوی در ارزش و ملاکات، بین زن و مرد تفاوتهای بسیاری است که در پاره ای از احکام و لوازم، موجب تفاوت می شود که عبارتند از : |
ف – تفاوتهای طبیعی: که شامل تفاوت های زیستی و روانی می شود و به هرحال چه مطلوب و چه نامطلوب وجود دارند و خارج از حوزه اختیارات ما هستند و نه تنها بی حکمت که برای وجود و بقاء و کمال جامعه انسانی و نسل بشری ضروری است، لذا در این زمینه نه اعتراضی هست و نه احتیاج به اصلاح و اقدامی لازم است و همین خود باعث اختلاف زیادی در تشریع احکام و قوانین می شود.
ب – تفاوتهای اجتماعی: به هر حال به لحاظ تفاوتهای روحی،روانی و جسمی نقش افراد در اجتماع نیز متفاوت خواهد شد، بعضی از کارها بهتر است توسط مردها انجام شود، مثل حضور در جبهه های جنگ و از طرف دیگر مثلاً کارهایی از قبیل بچه داری و پرستاری از مجروحان و بیماران مناسبتر است توسط زنان انجام شود.
و ما فکر می کنیم مسائلی از قبیل دوران حاملگی، شیر دهی و ضعف جسمی و لطافت و ظرافت روحی و روانی زنان به هر حال در میزان تأثیر آنان در امور ظاهری اجتماع به میزان قابل توجهی تأثیر گذار است و به همین ترتیب با لحاظ تفاوتهای طبیعی و اجتماعی برخی تکالیف و احکام دینی نیز متفاوت می شوند و چنان که تفاوتهای طبیعی و اجتماعی منافاتی با تساوی ارزش زن و مرد ندارند، تفاوت در احکام فرعی نیز منافات با تساوی ارزش اجتماعی و معنوی زن و مرد ندارد.
4- تصویری که در ممالک اسلامی از زن ارائه می شود و برخوردی که با شخصیت، حقوق و منزلت اجتماعی زن می شود حاصل امتزاج و خلط پاره ای از احکام دین با افکار، ارزش ها، سنت ها، آداب و عادات موروثی آن جوامع است که برخی از آنها ریشه در جاهلیت قبل از اسلام دارد. این مجموعه را به هیچ وجه نمی توان به اسلام مستند کرد.
4- اگر کمی منصفانه تر به این قضیه نگاه کنیم آن مقدار که زنان در جوامع اسلامی ارج و قرب دارند و حدود احترام در بیشتر جوامع اسلامی قرار دارند در بسیاری از جوامع حتی پیشرفته کنونی این چنین نیست حداقل نگاه تجملی و ابزار گونه و عریان خواهی و برهنه طلبی این جوامع قطعاً قابل انکار نیست و آیا این دید و نگاه با حقیقت خلقت زن و مرد که همان کمال انسانی است منافات و تضاد ندارد.
5- برخی از فیمینیست های عصر حاضر هیچ نوع تفاوتی را بر نمی تابند به نظر آنها ساختار جامعه بشری یک ساختار طبیعی نیست بلکه در ابعاد مختلف بر پایه پدر سالاری و غلبه و تسلط مردان شکل گرفته است. فیمینیسم به عنوان یک مکتب، بحثش منحصر در دفاع از حقوق حقه زن نیست بلکه یک جهان بینی جدیدی است که در پی ادامه تفسیری دیگر از جهان و انسان است تا برپایه آن جامعه ای به دور از نفوذ و سلطه جنس مذکر بنا شود. برخی از آنها نه تنها بافت تاریخ بشری و نهادهای اجتماعی را غیر طبیعی می بینند، بلکه فرهنگ، زبان، ادیان، علوم و به نظر برخی از آنها حتی علوم دقیقه و ریاضیات نیز مذکر گرا و بر اساس دیدگاه ها و منافع جنس مذکر شکل گرفته اند. به نظر آنها کلیه تفاوت های رفتاری زن و مرد و توانائی های آن حتی بسیاری از تفاوت های روانی و حتی برخی تفاوتهای بدنی زن و مرد محصول جامعه و نحوه برخورد با زن می باشد. اینها همه افراط و تفریط و یکسو نگری است، فیمینیسم عکس العمل افراطی است، در مقابل تحقیرها و تبعیض هایی که علیه زن صورت گرفته است، عقل سلیم نه تبعیض های ناروا علیه زن را می پسندد نه تفاوت های زن و مرد را نا دیده می گیرد. جان کلام این است که نه تفاوتهای زن و مرد و توجیه گر سلب حقوق عادلانه زن و اعطای امتیاز به مرد است و نه بها دادان به زن واحترام به حقوق وی مستلزم تشابه ظاهری همه احکام فردی واجتماعی زن و مرد می تواند باشد.
6-در کشور جمهوری اسلامی ایران زنان و مردان از قوانین یکسانی جهت رشد و تعالی برخوردارند شرایط تحصیل و میزان دخالت در امور اجتماعی و سیاسی مانند حضور در تجمعات و انتخابات یکسان بوده بطوری که اخیراً تعداد قابل توجهی از نمایندگان مجلس را زنان تشکیل داده و حتی در دولت و امور اجرائی مناصب خوبی را در اختیار دارند و در حال حاضر نیز بیشتر جمعیت دانشگاهیان را نیز زنان تشکیل داده و بعضاً تا مقاطع و سطوح عالیه در رشته های دلخواه خودشان را ادامه می دهند و تنها تفاوت در این کشور در پاره ای از احکام و امور شرعی است که سبب آن هم در بندهای قبلی مورد بررسی قرار گرفت و خلاصه این که در دیدگاه اسلام زن و مرد در انسانیت مساوی هستند و در شخصیت، زن کامل زنی است که در تمام ابعاد خود زن باشد. و مرد کامل آن است که در تمام ابعاد شخصیت خود مرد باشد مردی که شخصیتش زنانه باشد، ناقص است و زنی که شخصیتش مردانه باشد ناقص است، زن کامل انسان کامل و مرد کامل انسان کامل است.[1]