
رنگ کیفیتی است که از ظاهر چیزی دیده میشود مانند سفیدی، سرخی، سبزی، زبیدی1 و…. تاج العروس گفته است: رنگ کیفیتی است که از قرمزی و زردی و جز آن به وسیله چشم درک میشود.2 ابنمنظور در این باره گوید: رنگ هیأتی است چون سیاهی و قرمزی، رنگ هر شئ چیزی است که باعث تمایز آن شئاز شئ دیگری میشود.3 بنابراین باید گفت که رنگ از مفاهیم بسیار واضح و معروف درمیان عرف و فرهنگهای عمومی است، به گونهای که برخی از اهل لغت نیازی به تعریف آن ندیدهاند.4 نکته مهم تفاوت آن با نور است، که در قسمت بعد بدان میپردازیم.
مفهوم نور نیز چون رنگ از نظر عرفی بسیار بدیهی و غیر قابل نیاز به توضیح است. شیخ سهروردی در اینباره میفرماید: «ان النور لایحتاج الی تعریف…، لا شئاظهر من النور فلا شئ اغنی منه عن التعریف»5؛ نور به تعریف احتیاج ندارد؛ زیرا هیچ چیزی ظاهرتر از نور نیست. از این رو هیچ چیز در تعریف بینیازتر از نور نیست.
ملاصدرا نیز در این باره میگوید: «النور غنی عن التعریف کتعریف المحسوسات»6؛ نور چون دیگر امور حسی، مستغنی از تعریف است.
علامه طباطبایی میفرماید: مفهوم نور واضح است. نور چیزی است که به وسیله آن اجسام ستبر و متراکم، قابل رؤیت میشوند.7
برخی از پژوهشگران در تعریف نور از دیدگاه علم فیزیک گفتهاند: تابش مرئی الکترومغناطیس است که در خلأبا سرعت298000 کیلومتر در ثانیه انتشار پیدا میکند.8
نرمان. مان، درباره مفهوم فیزیکی نور گوید: درباره نور چنین تصور میشود که از ترکیب امواج الکترو مانیتیک و امواج انرژیِنورانی که از یک منبع مثل خورشید سرچشمه میگیرد، تشکیل میشود.9
دهخدا، نور سفید را مجموعه هفت رنگ ـو نه هفت نورـ دانسته، گفته است: رنگهای اصلی که به وسیله منشور ظاهر میگردد، هفت رنگ است: قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی، نیلی و بنفش.
نیوتن دانشمند معروف قرن هیجدهم، نخستین بار حدس زد که باید نور سفید مجموعه این رنگها باشد. این امر را به وسیله گردش صفحه معروف خودش آزمود و ثابت کرد مجموعه این رنگها با هم، اثر نور سفید بر چشم میگذارند.10 البته تعبیر دهخدا خالی از تسامح نیست و صحیح ـهمانگونه که مان و دیگران گفتهاندـ این است که گفته شود نور سفید، مجموعه هفت نور و یا به تعبیر دقیقتر، مجموعه همه امواج نوری است.11
در اینکه نور و رنگ تفاوت دارند یا نه، پاسخهای گوناگونی از سوی فلاسفه و دانشمندان داده شده است. صدر المتألهین در این باره گوید: برخی بر این باوراند که رنگ، حقیقتی ندارد و کلیه رنگها خیالیاند و سفیدی به نور و سیاهی به ظلمت باز میگردد و دیگر رنگها از تفاوتی که در ترکیب اجسام شفاف با هوا وجود دارد، تخیل میشوند. ولی پژوهشگران گویند که رنگها کیفیّاتی حقیقی هستند؛ گرچه در مواردی تخیلیاند.12
ملا صدرا نور و رنگ را چون ماهیت و وجود میداند که در هر شیای بالذات، یکی هستند و به اعتبار متغایر.13
ملاصدرا در توضیح مطلب فوق گوید: زیرا مفهوم نور به وجود خاصی که عارضِبرخی از اجسام میشود، باز میگردد و ظلمت یعنی عدم آن وجود خاص؛و سایه یعنی عدم فی الجمله آن وجود خاص؛رنگ، ترکیبی است با صورتهای مختلف میان حاملِاین وجود نوری و حامل عدم آن. وی در ادامه با اشاره به ضعف سخن کسانی که رنگها را زاید بر مراتب ترکیب نورها میدانند، نتیجه گرفته که هم صحیح است بپذیریم نور، ظهور رنگ است و هم صحیح است که بگوییم نور، رنگ نیست. زیرا از آن جهت که نور است، مختلف نیست و ترکیب با عدم یا ظلمت در آن راه ندارد، به خلاف رنگها که مختلفاند.14
نتیجهای که به طور خلاصه از سخن ملاصدرا میتوان گرفت، این است که نور و رنگ دومفهوم متغایراند ولی مصداقاًیکی هستند. بنابراین تفکیک دقیقی از آنها در جهان خارج نمیتوان ارائه کرد.
شهید پاکنژاد ضمن بحث از رنگ سفید گفته است: «قرآن هم اولین اشعههای ارسالی از طرف خورشید را به رنگ سفید معرفی فرموده: «کلوا واشربوا حتی یتبین لکم الخیط الابیض من الخیط الاسود» (بقره، 2/187)
وی در دنباله مطلب، طی نتیجهای که از کاربرد رنگهای سفید در قرآن گرفته، میگوید: «به طوری که ملاحظه فرمودید، بسط دانه رنگ سفید از ظاهر جماد هست تا رخساره بهشتیان…»15چنانکه پیداست ایشان بر اشعههای ارسالی از سوی خورشید به زمین و نور رخسار بهشتیان، رنگ اطلاق کرده است.