مبانی صدور فتوا
پاسخ
جواب اجمالی: اجتهاد در لغت به معنای تحمل سختی ها و یا قدرت و توانایی است و در اصطلاح فقها یعنی به کار بردن حداکثر تلاش و کوشش علمی برای استنباط و به دست آوردن حکم شرعی از منابع و ادلّۀ آن. اساس فتوا در فقه شیعه هر چند مبتنی بر منابع اجتهاد (قرآن، سنت، عقل، و اجماع) است، ولی برای برداشت، استفاده و استنباط از این منابع، به علوم دیگری؛ نظیر ادبیات عرب، آشنایی با محاورات عرفی زمان معصوم (ع)، آشنایی با مبادی تصوری و تصدیقی منابع اجتهاد، منطق، علم اصول فقه، علم رجال، آگاهی به قرآن و حدیث و... نیاز است که هر فقیه باید علاوه بر آگاهی بر این دانش ها، در تمام مسائل آنها دارای مبنا باشد تا بتواند از این علوم در طریق برداشت از منابع اجتهاد بهره مند شود.
|
تفسیر احکام دین بر اساس نظر شخصی
پاسخ
احکام شرعی همانگونه از نامش نیز مشخص است از ناحیه شریعت وضع شده و شریعت نیز از جانب خداوند متعال ابلاغ گشته است. لذا در زمینه احکام شرعی هیچ انسانی حتی انبیا، بدون اذن خداوند، مجاز به تغییر و دخل و تصرف نیست. بلا تشبیه اگر کسی یک وسیله برقی خرید، بر اساس توصیه سازنده استفاده می کند و یا این که هر طوری که دلش بخواهد و حتی تغییراتی هم انجام می دهد؟ که قطعا آن وسیله از کار خواهد افتاد. اسلام از آن جایی که دین خاتم است، در تمام زمان ها کارگشاست و تمهیدات لازم را اندیشیده است و دو نوع حکم ثابت و متغیر را قرار داده است. ادیان الاهی، به تعبیر شهید مطهری از دو بخش تشکیل شده اند. یک بخش عناصر ثابت دینی و بخش دیگر، عناصر متغیر.[1] آن بخش از ادیان الاهی که عنصر ثابت و جهان شمول، همه جایی و همه زمانی هستند؛ در واقع ناظر به آن بخش از هویت انسان است که همواره ثابت است. |
دخالت زمان و مکان در احکام
پاسخ
شکی نیست که زمان و مکان در موضوعات احکام اثر گذار است و مرور زمان و موقعیتهای زمانه بعضی از شرایط یک موضوع را تغییر می دهد ولی تشخیص این امر و شناسایی موضوعات و احیاناً تغییر آنان خود نیز فراست و تیز هوشی و تلاش فراوانی می طلبد و نمی توان به راحتی بدان دست یافت و تشخیص این امر به عهده کسی است که کاملاً خبره و اصطلاحاً مجتهد باشد. قواعدی عمومی و مشکل گشا در فقه اسلامی وجود دارد که بن بست های احتمالی را در احکام عملی می شکند و راه را باز می کند مثلاً تشریح بدن مسلمان جایز نیست ولی اگر منوط به حفظ جان شخصی باشد بدون اشکال می شود. یا قاعده عسر و حرج می گوید هر عملی که ترک یا انجام آن آدمی را به عسر و حرج وا دارد لازم الوفاء نیست و .... |
احکام الهی
پاسخ
در جواب شما دوست عزیز باید به عرض برسانیم که بله امکان دارد آیه هایی در قرآن وجود دارد که نسخ شده است و حکم جدیدی ابلاغ گشته که این دلیل است بر امکان و و اقع شدن این امر، و این مقتضی تکامل ادیان است و اینکه با تکامل ادیان بنا بر مصلحت بعضی از احکام تغییر می کنند، اما در مورد مثالی که شما به آن اشاره نمودید، در آن زمان هنوز قانون تحریم ازدواج خواهر و برادر از طرف خداوند قرار داده نشده بود و چون راهی برای بقای نسل بشر غیر از این راه نبود، از این جهت ازدواج آنان با یکدیگر صورت گرفته است؛ ناگفته پیداست که دستگاه قانون گذاری از آن خداست«إِنِ الْحُکْمُ إِلاّ لِلّهِ»«حکم تنها از آن خداست»[1]و می تواند بنا بر مصالحی که خود بر آنها آگاه است احکام متفاوتی صادر کند. علامه طباطبایی نیز در تفسیر المیزان در جواب به همین سوال در قالب ازدواج فرزندان آدم اینگونه می فرماید:و اما اینکه چنین ازدواجی(خواهر با برادر) در اسلام حرام است و بطوری که حکایتشده در سایر شرایع نیز حرام و ممنوع بوده ضرری به این نظریه (ازدواج فرزندان حضرت آدم (ع)با یکدیگر)نمیزند، برای اینکه تحریم حکمی است تشریعی، که تابع مصالح و مفاسد است، نه حکمی تکوینی(نظیر مستی آوردن شراب)و غیر قابل تغییر، و زمام تشریع هم به دستخدای سبحان است، او هر چه بخواهد میکند و هر حکمی بخواهد میراند، چه مانعی دارد که یک عمل را در روزی و روزگاری جایز و مباح کند، و در روزگاری دیگر حرام نماید، در روزی که جز تجویزش چارهای نیست تجویز کند و در روزگاری دیگر که این ضرورت در کار نیست تحریم کند، ازدواج خواهر و برادر را در روزگاری که تجویزش باعثشیوع فحشا و جریحهدار شدن عفت عمومی نمیشود تجویز کند و در روزگاری دیگر که باعث این محذور میشود تحریم کند[2]. در اینجا احتمال دیگری نیز هست که گفته شود: فرزندان آدم با بازماندگان انسانهای پیشین ازدواج کردهاند زیرا طبق روایاتی آدم اولین انسان روی زمین نبوده، مطالعات علمی امروز نیز نشان میدهد که نوع انسان احتمالا از چند ملیون سال قبل در کره زمین زندگی میکرده، در حالی که از تاریخ پیدایش آدم تا کنون زمان زیادی نمیگذرد، بنا بر این باید قبول کنیم که قبل از آدم انسانهای دیگری در زمین میزیستهاند که به هنگام پیدایش آدم در حال انقراض بودهاند، چه مانعی دارد که فرزندان آدم با باقیمانده یکی از نسلهای پیشین ازدواج کرده باشند.[3] |
ابدی بودن احکام و تغییر بعضی از آنها